بهنام خداوند هستیبخش و دادپرور
سرزمین ما، افغانستان، در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ خود ایستاده است. بحرانهای پیدرپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، جنگهای ویرانگر، مهاجرت گسترده، فروپاشی ساختارهای دولتی و گسترش تبعیض و نابرابری، و وجود نظام استبدادی قرونوسطایی، شالودهٔ زندگی مردم ما را آسیبپذیر ساخته است.
در کنار این چالشها، مداخلات بیرونی، رقابتهای منطقهای، رشد افراطگرایی، موجودیت نظام تمدنستیز و ارتجاعی و انحصار قدرت، افغانستان را از مسیر طبیعی توسعه و آرامش منحرف کرده است.
در طی سه دههٔ اخیر، شیرازههای اتحاد و همبستگی سیاسی و مردمی در جامعهٔ افغانستان، بهویژه در میان احزاب، سازمانهای سیاسی، نهادهای مدنی و سازمانهای اجتماعی، بهشدت در هم شکسته و یکی از مهمترین فاکتورها برای مهار بحران کنونی و نجات افغانستان از کارایی بازداشته و میدان را برای مداخلات خارجی، تداوم جنگهای نیابتی و فعالیت گروههای تروریستی و دهشتافکن باز گذاشته است.
افغانستان در وضعیت کنونی با حاکمیت تکصدایی، انزوای بینالمللی، بحران اقتصادی، محدودیت گستردهٔ حقوق شهروندی، بهویژه حقوق زنان، و فقدان یک ساختار سیاسی فراگیر روبهرو است؛ این شرایط نهتنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه شکاف دولت–ملت را ژرفتر ساخته است. راه گذار از این بنبست میتواند از طریق شکلگیری و تقویت یک جبههٔ مردمی فراگیر متشکل از نیروهای سیاسی، مدنی، قومی، فکری و عقیدتی متعهد به استقلال، عدالت و حقوق برابر شهروندی دنبال شود؛ جبههای که با تکیه بر اجماع داخلی، مبارزهٔ سیاسی غیرخشونتآمیز، دیپلماسی فعال منطقهای و بینالمللی، و ارائهٔ یک نقشهراه روشن برای نظام سیاسی فراگیر و مبتنی بر قانون اساسی، بتواند بدیلی مشروع و قابل اعتماد برای آیندهٔ افغانستان ارائه دهد.
چنانکه نمایان است، هم در داخل افغانستان و هم در بیرون از مرزها، شعارهای واحد و حرکات دادخواهانه و آزادیطلبانه برای رهایی و نجات افغانستان از چنگال نظام استبدادی مستدام در چرخش بوده و جنبشهای گستردهٔ اعتراضی علیه ظلم، خشونت و جنایت طالبان در حوزهٔ فرامرزی ابعاد خشم مردم را به نمایش گذاشت؛ اما وجود گسستهای ساختاری و ناهماهنگی سیاسی و اجتماعی در میان احزاب، سازمانها و جنبشها نتوانست پتانسیل لازم را برای تغییر و سمتدهی تحولات افغانستان ایجاد نماید.
افتراق سیاسی و پراکندگی سازمانی نیروها، یکی از عوامل اصلی تداوم بحران و ناتوانی در ایجاد بدیل مؤثر در افغانستان است؛ چنددستگی، رقابتهای شخصی و نبود راهبرد مشترک، ظرفیت تأثیرگذاری جمعی را بهشدت تضعیف کرده است. از اینرو، اتحاد سیاسی و سازمانی بر محور اهداف حداقلی مشترک، مانند نظام فراگیر، حاکمیت قانون و حقوق برابر شهروندی، یک ضرورت تاریخی است که میتواند نیروها را از انفعال به کنش مؤثر رسانده و زمینهٔ شکلگیری یک جبههٔ نیرومند و قابل اعتماد را فراهم سازد.
در چنین شرایط خطیر، نیاز مبرم به یک «چتر فراگیر مردمی» احساس میشود؛ چتری که بتواند ظرفیتهای پراکنده را گرد آورده، صدای واحد مردم را نمایندگی کند و راهی نو برای نجات وطن بگشاید.
«جبهه همبستگی و رهایی مردم افغانستان» نهادی است فراقومی، فراایدئولوژیک و مبتنی بر ارادهٔ مشترک شهروندان؛ نهادی که حضور احزاب سیاسی، جریانهای سیاسی، سازمانهای اجتماعی و فرهنگی، نهادهای مدنی، اتحادیهها، انجمنها، شخصیتهای مستقل سیاسی، زنان، جوانان و تمامی نیروهای وطندوست را در کنار هم میپذیرد و آن را شرط اصلی برای قالببندی یک نیروی بالقوهٔ سیاسی بهمثابهٔ کلید بحران سیاسی افغانستان میپندارد.
این جبهه باور دارد که آیندهٔ افغانستان نه در تداوم انحصار، افراطیت سیاسی، مذهبی، دینی و تکصدایی، بلکه در همبستگی مردمی، مشارکت گسترده و مدیریت خردمندانهٔ جمعی رقم میخورد.
جبهه باید بر پایهٔ گفتوگوی شفاف و فراگیر میان نیروهای سیاسی، مدنی و اجتماعی شکل گیرد و از ابتدا بر معیارهای روشن استوار باشد؛ از جمله پایبندی به استقلال، نظام سیاسی فراگیر، حقوق برابر شهروندی، نفی انحصار قدرت و پذیرش تصمیمگیری جمعی. جبهه زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که عضویت در آن نه بر اساس وابستگیهای شخصی و قومی، بلکه بر تعهد عملی به برنامهٔ مشترک، ساختار سازمانی منظم و پاسخگو، و یک نقشهراه مشخص برای گذار سیاسی تعریف شود.
وظایف جبهه در سه مرحله
- سازماندهی و هماهنگسازی نیروها و جریانهای همسو و آزادیخواه
- آگاهیدهی سیاسی و بسیج مردمی
- جلب حمایت سیاسی و حقوقی در سطح منطقه و جهان
- فراهمسازی زمینهٔ گفتوگوی ملی و فراگیر
- طرح بدیل سیاسی برای ادارهٔ کشور
- دفاع از حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و همهٔ شهروندان افغانستان
- آمادگی برای انتقال قدرت مشروع
- بازسازی نهادهای دولتی
- توسعهٔ متوازن اقتصادی و اجتماعی
- تأمین صلح پایدار و ثبات سیاسی
- ادغام افغانستان در جامعهٔ جهانی بهعنوان کشور مسئول
این سند شامل اصول بنیادین، جهتگیریهای سیاسی و تعهدات راهبردی جبهه است و نه برنامهٔ اجرایی دولت آینده.
اصول بنیادین و جهتگیریهای اساسی جبهه
شیوهٔ کارکرد جبهه
شیوههای گوناگون مبارزه برای تأمین دموکراسی، عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی؛ تصمیمگیری جمعی و اجتماعی؛ احترام به تنوع فکری و سیاسی اعضا؛ ایجاد اتحاد و همبستگی میان نیروهای دموکرات، ترقیخواه و عدالتخواه و دیگر نیروهای آزادیخواه و شهروندی افغانستان، با اتکا به اکثریت خاموش جامعه.
استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی
حفظ استقلال سیاسی، دفاع از سرحدات کشور و جلوگیری از هرگونه دخالت بیرونی در سرنوشت کشور وظیفهای همهی شهروندان و تغییرناپذیر است. حاکمیت ملی در افغانستان به مردم تعلق داشته و ارادهٔ مردم از طریق انتخابات آزاد، سری و دموکراتیک در دایرهٔ قدرت سیاسی بازتاب مییابد.
تکیه بر اراده مردم
مشروعیت سیاسی تنها از رأی آزاد، مستقیم، شفاف و برابر شهروندان برمیخیزد. جبهه طرفدار ایجاد یک نظام انتخاباتی غیرمتمرکز، معتبر و قابل اعتماد است.
دولت قانونمدار، قانونمحور و پاسخگو
تقسیم صلاحیتهای سه قوهٔ دولت (اجراییه، مقننه و قضاییه) باید روشن، متوازن و عاری از مداخله باشد تا هیچ نهاد یا فردی نتواند قدرت را انحصار کند.
حقوق و آزادیهای زنان
محرومیت زنان از آموزش، کار و حضور اجتماعی نه مشروعیت دینی دارد و نه مبنای عقلانی. جبهه از حقوق کامل مدنی، اجتماعی و سیاسی زنان دفاع میکند.
تمرکززدایی و مدیریت محلی
تقویت ارگانهای محلی و توزیع متوازن قدرت میان مرکز و ولایتها، یکی از پیششرطهای رشد اقتصادی، عدالت اداری و شکوفایی فرهنگی است. جبهه بر این باور است که اشکال اقتدار سیاسی باید افقی تنظیم گردد و مردم بهطور انتخابی، والیها، ولسوالها و شهرداران را از میان مردمان بومی در یک پروسهٔ دموکراتیک برگزینند.
نظام شهروندمدار
جبهه، استقرار نظام جمهوری دموکراتیک شهروندمحور را لازمهٔ شکلگیری دولت–ملت مدرن و وحدت پایدار شهروندان افغانستان میداند.
مبارزه با تبعیض و ستم
جبهه در برابر تمام اشکال تبعیض قومی، زبانی، دینی، مذهبی، جنسیتی و اجتماعی ایستادگی میکند و بر ایجاد ساختارهای عدالتمحور تأکید دارد.
مشارکت آزاد نیروها و جریانها
آزادی فعالیت احزاب، نهادهای اجتماعی و سازمانهای مدنی باید تضمین شود تا زمینه برای گسترش دموکراسی، شفافیت و مشارکت سیاسی فراهم گردد.
پشتیبانی از فرهنگ و ارزشهای مردمی
احترام به باورهای دینی، سنتهای پسندیده و میراث مشترک فرهنگی اقوام افغانستان جزئی از هویت همگانی و مشترک ماست. جبهه خواهان فضای باز فرهنگی و رشد سالم فرهنگی است.
آزادی اندیشه و بیان
این آزادیها باید بهعنوان پیششرط توسعه، آگاهی و پیشرفت جامعه به رسمیت شناخته و حراست شوند.
جدایی دین از دولت
جبهه از تفکیک نهادهای دینی از ساختار قدرت سیاسی، با حفظ آزادی باورهای دینی شهروندان، حمایت میکند و آن را در قانون اساسی الزامی و ضروری میداند.
مبارزه با افراطگرایی
افغانستان خانهٔ مشترک همگان است. جبهه با تحمیل هرگونه نظام استبدادی و تبدیل کشور به پایگاه گروههای تروریستی مخالف است و از جمهوریت مبتنی بر دموکراسی و حقوق شهروندی پشتیبانی میکند.
توسعه اقتصادی و حمایت از سرمایهگذاری
تقویت اقتصاد کشور، حمایت از سرمایهگذاری سالم داخلی و خارجی و توسعهٔ پروژههای زیربنایی از اولویتهای اساسی جبهه است.
مبارزه با مواد مخدر
خشکاندن ریشههای تولید و تجارت مواد مخدر، ایجاد کشت بدیل و فراهمساختن مراکز درمانی برای معتادان از ضرورتهای حیاتی کشور است.
مقابله با فقر و نابرابری
ایجاد برنامههای حمایتی، شبکههای همبستگی و سیاستهای اقتصادی عدالتمحور وظیفهٔ دولت آینده خواهد بود.
سیاست خارجی مبتنی بر منافع کشور
روابط خارجی باید بر اصل بیطرفی فعال، حفظ استقلال کشور و توازن منافع با همسایگان و جهان استوار باشد. جبهه خواهان نقش گسترده سازمان ملل در حل بحران کنونی است و از تمام نهادهای بینالمللی، کشورهای جهان و دولتهای صلحدوست و عدالتخواه جهان و کشورهای همسایه میطلبد تا مردم افغانستان را برای استقرار نظام ملی و دموکراتیک یاری رسانیده، از شناخت رسمی نظام طالبان اجتناب نموده و کمکهای خود را برای چرخانیدن ماشین سرکوبگر نظام طالبان قطع نمایند.
وحدت فراگیر و اقدام جمعی
هیچ گروهی بهتنهایی توان پایاندادن به بحران افغانستان را ندارد. تنها با همکاری، گذشت از منافع گروهی و تشکیل یک جبههٔ بزرگ مردمی میتوان به آینده امیدوار بود.
ساختار باز و برابر
جبهه دارای ساختار باز، داوطلبانه و غیرهرمی است که در آن تمامی اعضا، احزاب و جریانهای عضو، فارغ از وزن سیاسی یا پیشینه، از حقوق برابر در مشارکت، اظهار نظر و تصمیمگیری برخوردارند.
جنبشهای اعتراضی
جبهه از جنبشهای اعتراضی فرامرزی که در راستای منافع افغانستان برگزار میگردد، با قاطعیت دفاع مینماید.
جامعه مهاجر
جبهه همبستگی و همصدایی خود با جامعهٔ مهاجر افغانستان در بیرون از مرزها را اعلام میدارد.
عضویت برابر
تمام احزاب، نهادها و شخصیتهایی که اصول این جبهه را میپذیرند، عضو برابر و صاحب حق در تصمیمگیری جمعی هستند.
فراخوان جبهه
جبهه همبستگی و رهایی مردم افغانستان، آغاز یک حرکت گسترده، صلحمحور، مردممدار و عاری از وابستگیهای تنگنظرانه است.
ما همه نیروهای مردمی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، زنان، جوانان، متخصصان و نخبگان را فرامیخوانیم که برای نجات کشور و ساختن آیندهای سالم و شرافتمندانه، زیر یک چتر مشترک و با صدای واحد گرد آیند.
بهسوی افغانستانِ آزاد، آباد، واحد و عادلانه باهم گام برمیداریم.
